أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

223

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

احوال اهالى آن قلعه برداشته بود در دفاتر اعمال اين جماعت مثبت ساخت و باطن اين قلعه را نيز چون درون آن حصار از اهل كينه و آزار بپرداخت . مثنوى امينى گر ز تو فرخنده فالى * كند از سِرّ اين معنى سؤالى كه وضع اين دو منزل روز اوّل * اگر باشد به يك طالع مؤوّل « 1 » هزاران جان ز جنس تُرك و تازيك * هزاران تن ز ملك دور و نزديك به يك طالع چه سان زادند و مردند * به يك دَم نقد هستى چون سپردند جوابش گوى كين همچون . . . * كه خلقى را ز هرجانب . . . « 2 » چو كشتى را رسد از حكم طالع * به سَد تخته‌بند كار قاطع در آن هركس كه باشد تابع اوست * فلك مجموع را از سر كشد پوست و چون على كيا كه والى آن قلعه بود ، بسيار پاىمردى فشرد و دست‌بردهاى [ 283 ] مردانه پيش برد . رأى جهان‌آراى قلم عفو در جريدهء خذلانش كشيده او را به خلعت و تاج ، برو سر افراخت و در سلك خدّام عتبهء فلك‌احتشام مندرج ساخت . و تخلّف حال على كيا از كليّه كه گذشت نه ناقض « 3 » آن دعوى است چه بر سبيل ندرت امور عالم اسباب رخ مىنمايد و دست غرايب‌نگار عجايب‌آثار تقدير چهرهء وقايع را به هزار گونه مىآرايد . رباعيّه اى پرده به روى كار عالم داده * كس را به درون پرده ره كم داده گاهى خبرى ز ماتم آورده به سور * وز سور گهى خبر به ماتم داده بيت گر جمله را عذاب كنى ور عطا دهى * كس را مجال آن نه كه اين چون و آن چراست

--> ( 1 ) . نسخه : ماول ( 2 ) . نسخه ناقص است . ( 3 ) . نسخه : اناقض .